میخوام به روش تداعی آزاد حرف بزنم !
روشی که زیگموند فروید مبتکرش بود و به بیمارش میگفت ذهنش رو رها کنه و هر چی به ذهنش
میرسه به زبون بیاره ..
چه بی ربط چه با ربط ...
اولین موضوعی که به ذهنم رسید بعد از دیدن تعداد نظرات پست قبلیم بود !
۱-عدد ۵۰ !!
من همیشه از پنجاه سالگیم می ترسم !! خیلی می ترسم !
میترسم وقتی ۵۰ سالم شد دیگه هیچی خوشحالم نکنه و دیگه هیچ آرزویی نداشته باشم !
خدایا وقتی ۵۰ سالم شد کمکم کن !
۲-ما شمعی روی زمین روشن کردیم و آنرا تبدیل به جهنم کردیم و این طور وانمود کردیم که در بهشت
هستیم !!
۳-تازگیا یه اتفاق معجزه مانند برام اتفاق افتاده ! هنوز تو کَفِشم !! خدایا چطور یهو اینطوری شد؟!
۴-چرا بعضیا فکر میکنن دنیا فقط همین یه ذره جاست؟؟؟!!
۵-تا حالا خودتو محک زدی ببینی چند قیمتی !! چند میخرن چند میفروشی ؟؟!!
۶-Just real eyes realise real lies روش فکر کن !!
7-عکس جیگر خاله / دایی رو ببینین !!

عباس ایلیا یا فقط دایی داره یا فقط خاله ! از اونجایی که من ناشناسم و نمیخوام لو بره خاله ام یا دایی
اینطوری مینویسم !!!![]()
![]()
![]()
۸-داریم می رسیم !!
۸-نردبان این جهان ما و منی است... عاقبت این نردبان افتادنی است
لاجرم هر کس که بالاتر نشست...استخوانش سخت تر خواهد شکست !!!
اینو گفتم که گفته باشم !!
تا حالا چیزی در مورد آدمای نشانه دار شنیدی؟؟؟
آدمایی که با بقیه فرق دارن ... احساسی که نسبت بهشون داری هم فرق میکنه !!
یه جورایی خاص ان !!
به قول جوجه خروس :
"این آدما زیبان. اما نه الزاما اون زیبایی گلزاری! من اسمشو زیبایی نامریی میزارم.
که هم می تونه درونی باشه هم بیرونی. مث یه هاله ی نامریی دورشون!
(هه هه یاد یه چیزی افتادم !! شما هم به همون چیزی فکر می کنین که من دارم فکر میکنم؟؟؟!!)
انگار آهنربا دارن! من به این آدما میگم: "آدمای نشانه دار"!
انگار که خدا موقع خلقشون یه نشونی روی پیشونیشون گذاشته!
مث شعرایین که دوس داری چند بار بخونیشون"
و اما آدمای نشانه دار زندگیم :
میر حسین موسوی
ویروس ( این اسم مستعار یکی از فامیلامونه)
رضا
مهدی افخمی نیا
کمیاب
عباس ایلیا
مهدیه
شما هم رو این موضوع فکر کنین !!
اگه دوس داشتین تو کامنتا ادمای نشانه دار زندگیتون رو نام ببرین یا یه مطلب در این مورد تو وبلاگتون
بنویسین !!
عباس ایلیای نازم ... از راه دور می بوسمت و تولدت رو با تمام وجودم بهت تبریک میگم ...
به امید دیدار خوشگل خاله/دایی ...

الهی خاله/دایی فدای لبای غنچه ات بشه ...

امسال ما برای عباس ایلیا ۳ بار تولد میخوایم بگیریم !!
یکیشو قبلا ۱۵ تیر چون خونه ما بودن گرفتیم!!
دومیش رو ۱۴ شعبان و سومیش رو ۲۶ مرداد !!
آخه پارسال ۲۶ مرداد مصادف بود با ۱۴ شعبان ...
بهترین ها رو برات آرزو میکنم فرشته ی کوچولوی نازم ...
در فلق بگریز ای قربانی آگاه فاجعه !
که شب سیاه، همه جا را فرا گرفته است !
که افسونگران چیره دست ، در گره ها می دمند.
که عقده داران حسد ، بازیچه افسون گران شب شده اند و دوستان دشمن کام ...
به خداوند فلق پناه ببر ، تا گریبان شب را بشکافد و نهر سپید صبح را بر این منی' جاری کند.
و بهراس ؛
که آن سه طاغوت ، بازگشته اند ؛ نقاب زده و چیره دست ، با سپاهی بی کرانه و سلاحی پنهان.
ای پدر کشته ی خونخواه ! وارث هابیل !
قابیل نمرده است ؛
ای وارث آدم ، مسجود فرشتگان ؛
ابلیس انتقام میگیرد ؛
از این وسوسه گر سه چهره ی هفت رنگ ٍ هفتصد فام ٍ هزار دام، افسون ساز پنهان کار بازگردنده !
که در درون خلق وسوسه می افکند ؛
بپرهیز !
به خدا پناه بر ؛
-محمد وار-
به خداوند فلق ؛
مالک مردم ؛
ملک مردم ؛
معبود مردم ؛
و تو ، ای حاج !
پس از عید قربان نیز ؛
همچنان در منی' بمان !
و هر روز ؛
هر سه طاغوت را پیاپی رمی کن !
هفت بار
و هر بار
هفت گلوله !
که هر روزی، تشریق است ؛
و هر ماهی ذیحجه ؛
و هر زمینی منی'
و انسان ، تاریخ و ...
...زندگی ، حج است .
مشت میکوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم ، خفقان
من به تنگ آمده ام ، از همه چیز
بگذارید هواری بزنم ،
-آآآآآآآآآاای !
با شما هستم!
این در ها را باز کنید !
من به دنبال فضایی می گردم،
لب بامی،
سر کوهی ،
دل صحرایی
که در آنجا نفسی تازه کنم.
-آه !
میخواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد.
من هوارم را سر خواهم داد.
چاره درد مرا باید این داد کند.
از شما خفته ی چند ،
چه کسی می آید با من غم زده فریاد کند ؟

** فریدون مشیری**
زنده بودن زندگی نیست ....
انسان ها فقط زنده اند و ادامه حیات می دهند.برای زنده بودن ، نان و پنیر و جان پناه کافی است اما هیچ
شکوه و عظمتی وجود نخواهد داشت.آسمان درونت کاملا تاریک خواهد ماند.هیچ ستاره ای در آن نخواهد
درخشید.هیچ ماه کاملی آن را روشن نخواهد کرد .
تو باید عصیان کنی... عصیان بر علیه تمام یاوه هایی که دانشگاه ها،موعظه گران و سیاست مداران به تو
آموخته اند.تو باید بر علیه هر چیز و همه چیز عصیان کنی... بر علیه دسیسه های طولانی مدت و ریشه دار.
عصیان یعنی دور انداختن کامل گذشته و زیستن در لحظه اکنون بدون هیچ رسم و آیین،هیچ ذهن و هیِِِِِِِچ
دانشی.
زیستن همچون کودک چنان که گویی نخستین انسان روی زمینی ...
از گذشته چنان دل بکن که گویی وجود نداشته است.همیشه از الف و ب ، از پایه ابتدائی شروع کن تا زندگی
ات زیبا شود .... تا زندگی ات ماجراجویانه شود ... پر شور و مستانه شود...
- بزرگترین ارزش های انسانی که انسان با آن شروع می شود
امکان نفی است.امکان عصیان است که بتواند بگوید نه !
- آگاه بودن نسبت به اسارت خودش عاملی برای نجات است.
- آنجا که مردم حضور ندارند از مردم سخن گفتن یا دروغ است یا عبث !
- در مملکتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید !
- جبر تاریخ بر این است که هر قدرتی به زوال منتهی می شود و حق هم همین است.
- دانستن آزادی و بیداری گرچه با نداشتنش رنج آور است
ولی بهتر از نداشتن و ندانستن آن است.گرچه این دو با هم آرام بخشند.
- مسئولیت اصلی و اصیل ما تنها یک چیز است و آن در یک کلمه : تجدید بنای
مکتبی و مسلکی انسان با بینشی شیعی بر اساس کتاب, سنت ,علم و زبان.
- مگر نمی دانی دشمن آدمی فهم اوست؟ پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی!!
- در یک رژیم غلط,حاکم درست بی معنی است...
- اگر باطل را نمی توان ساقط کرد, می توان رسوا ساخت.
- به قیمت خیانت به دیگران,نمی توان به خود خدمت کرد.
- هرکس به میزان عصیانی که دارد,ارزش دارد.
- باید در فرو بسته ی اجتهاد فکری و علمی اسلام دوباره گشوده شود.
- نابینایان تصادف نمی کنند... دست مثل بینایان... کور بینانند که همیشه
فاجعه به بار می آورند !
میخوام بی مقدمه شروع کنم!
البته قبلش باید بگم من جز کسایی هستم که بعد ۲۲ خرداد بد جوری احساس حماقت اذیتم میکنه!
همین جور از سر و روم احساس حماقته که شرشر میکنه!
راستی یه سوال بدجوری داره قلقلکم میده: من هنوز نمیدونم به ... رای دادم یا به مشروعیت نظام!
هنوزم تو حال و هوای اون روزام... مگه میشه به این آسونیا فراموشش کرد؟؟
دیشب شهر بازی بودم...خیلی شلوغ بود... بچه ها از سر و کول هم بالا می رفتن...
جلوی هر وسیله ای ۲ متر ملت صف تشکیل داده بودن !!!
البته بعد ۲ دقیقه صف های یک ردیفی به صفهای ۳و۴ ردیفی تبدیل میشد.چون ملت
فوج فوج از گوشه کنار میومدن و خیلی عادی می چپیدن توی صف !!!
کسی هم چیزی بهشون نمی گفت!
از همین صف ساده شهر بازی بگیر برو تا آخر ....
انگار بعضی از مردم به زرنگ بازی عادت کردن و بعضیای دیگه به گوسفند بودن!
وقتی ملت خودشون به خودشون رحم نمیکنن از سردم داران قدرت چه انتظاری میتونیم داشته باشیم؟
از ماست که بر ماست!
به قول دکتر علی شریعتی: درد من حصار برکه نیست،درد من زیستن با ماهیانی است که اندیشه دریا
به ذهنشان خطور نکرده است...
کشوری که حتی تو صف شهر بازیش تقلب وجود داره دیگه انتخاباتش جای خود داره!!!!

این مایئم که یه سوال گنده واسه پرسیدن داریم اما جرات پرسیدنشو نداریم ....


